تبليغاتX
از هر دری سخنی
مهدی جان ! سوالی ساده دارم از حضورت

من آیا زنده ام وقت ظهورت ؟

اگر که آمدی من رفته بودم

اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم

بیایم در رکاب تو بمیرم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 23:9 |
مشارکت بيش از80 درصدورأي 24 ميليوني به رئيس جمهور منتخب،يک جشن واقعي است
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام مهمي، تصريح کردند: مشارکت بيش از 80 درصدي مردم و رأي 24 ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يک جشن واقعي است که دشمنان در تلاشند با تحريکات بدخواهانه، شيريني آن را از کام ملت ايران بزدايند.
به گزارش ايرنا، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام مهمي، حضور تعيين کننده، مقتدرانه، متين و آرامش آفرين ملت بزرگ و هنرمند ايران را در جمعه حماسي 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکيم و حادثه اي خيره کننده و بي همتا خواندند و با اشاره به تجلي رشد سياسي، عزم انقلابي و ظرفيت مدني ملت ايران در انتخابات شورانگيز، زيبا و پرشکوه رياست جمهوري دهم افزودند: مشارکت بيش از هشتاد درصدي مردم و رأي 24 ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يک جشن واقعي است که دشمنان در تلاشند با تحريکات بدخواهانه، شيريني آن را از کام ملت ايران بزدايند بنابراين آحاد مردم به ويژه جوانان عزيز بايد کاملاً هوشيار باشند و هواداران نامزد منتخب و ديگر نامزدهاي محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحريک آميز و بدگمانانه پرهيز کنند.
متن پيام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت عزيز ايران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما که شايستگي خود را براي دريافت سلام و رحمت الهي به اثبات رسانديد. جمعه‌ي حماسي شما،‌ حادثه‌ئي خيره‌کننده و بي‌همتا بود که در آن، رشد سياسي و چهره‌ي مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران، در نمائي زيبا و پرشکوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.
اقتدار و عزتي که شما با آرامش و متانت و کمالِ خود در تاريخ کشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ي خلل‌ناپذيري که در ميان آتشبار جنگ‌رواني دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ي تعيين‌کننده نشان داديد، از چنان اهميتي برخوردار است که با هيچ بيان معمولي و متعارفي نمي توان آن را توصيف کرد. تنها مي توان گفت که ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ کند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي اين کشور، بالاي سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائي ملت ايران، نصاب تازه‌ئي در سلسله‌ي طولاني انتخابهاي ملّي پديد آورد. مشارکت بيش‌از هشتاد درصدي مردم در پاي صندوقها و رأي بيست‌وچهار ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يک جشن واقعي است که به حول و قوه‌ي الهي، خواهد توانست پيشرفت و اعتلاي کشور و امنيت ملي و شور و نشاط پايدار را تضمين کند. ديروز شما توانستيد ثابت کنيد که ايران به برکت شعارها و ارزشهاي انقلاب اسلامي، در برابر تهاجم سياسي و رواني از چنان مصونيت و صلابتي برخوردار است که با گذشت سي‌سال از آغاز مردمسالاري ديني در اين کشور،‌ از هميشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ي راه روشن خود مطمئن ميسازد.
اينجانب با فروتني در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحي‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يکايک آحاد ملت تبريک عرض ميکنم و همگان را به قدرداني از اين لطف الهي و شکرگزاري در برابر پروردگار حکيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است که دشمنان بخواهند با گونه‌هائي از تحريکات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از کام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز که سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ي شورانگيز بودند، توصيه ميکنم که کاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ي پس‌از انتخابات، روز مهرباني و بردباري باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهاي محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريک‌آميز و بدگمانانه پرهيز کنند. رئيس جمهور منتخب و محترم، رئيس جمهور همه‌ي ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يکپارچه از او حمايت و به او کمک کنند. بي شک اين نيز امتحاني الهي است که موفقيت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب کند.
وظيفه‌ي خود ميدانم از همه‌ي کساني که در خلق اين حادثه‌ي بزرگ نقش آفريدند صميمانه سپاسگزاري کنم: از نامزدهاي محترم که با مطرح ساختن نقطه‌نظرهاي سياسي و اقتصادي و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلايق گوناگون اجتماعي و سياسي را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزيدگاني که مخاطبان خود را به حضور در اين آزمون بزرگ دعوت کردند؛ از مراجع عظام و علماي اعلام و فرزانگان دانشگاهي و شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي؛ از رسانه‌ي ملي و مديران و طراحان و مجريان و هنرمندان صداوسيما که نو‌آ‌وري‌هاي تحسين‌برانگيز آنان نقش تعيين‌کننده‌ئي در اين حادثه‌ي فراموش‌نشدني داشت؛ از وزارت کشور و شوراي محترم نگهبان که با اخلاص و امانتداري کامل به وظيفه‌ي خطير خود صادقانه و سخت‌کوشانه عمل کردند؛ از نيروي انتظامي و ديگر دستگاههاي حافظ امنيت، که فضاي سالم و باز و آرام را براي مردم تأمين نمودند، و سرانجام و بيش‌از همه، از يکايک رأي‌دهندگان که براي خود و کشورشان آبرو و ثبات و امنيت فراهم آوردند..
بار ديگر با تضرع و ابتهال، خداي عزيز و قدير را از اعماق جان، سپاس گفته هدايت و رحمتش را براي اين ملت و اين بنده‌ي ناتوان مسألت ميکنم و با سلام به حضرت ولي‌ّ الله‌الاعظم‌ روحي‌فداه به دعا و رعايت و حمايت آن صاحب اصلي اين کشور دل مي‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طيبه‌ي شهيدان عزيز درود ميفرستم.
والسلام عليکم و رحمةالله
سيّدعلي خامنه‌اي
23/خرداد/1388
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 17:57 |

امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل می‌فرماید:

به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آن‌گاه سر به سوی آسمان بلند کرد و به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»

و نیز نقل کرده‎اند:

آمنه صدایی شنید که می‎گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد می‌شود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد »؛ او را از گزند همه‌ حسودها به خدای یگانه می‌سپارم .

سپس او را محمد نام بگذار.»

 

منابع:

• بحارالانوار، ح15، ص258

• سیرةالنبویه، ج1، ص166

• الکامل، ج1، ص294

• بحارالانوار، ج15، ص261

• بحارالانوار، ج15، ص297، ح35

http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ProphetMohammed/2008/3/24/64111.html

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 18:3 |
  دلم گرفته از ادمهایی که میگن

 

          دوستت دارم اما معنی شو نمی فهمن...

 

            از ادمهایی که میخوان ماله اونا باشی

 

                اما خودشون ماله تو نیستن ...

 

             از اونایی که زیر بارون برات میمیرن

 

       اما وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره...

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 23:10 |
با عرض سلام و ادب به پیشگاه قطب عالم امکان مهدی موعود (عج)

رحلت جانگداز پیامبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت سلاله های پاکشان امام حسن مجتبی (ع) و امام علی بن موسی الرضا (ع) را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و عموم مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 23:30 |

با عرض سلام  و تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش و آرزوی تعجیل در فرج امام عصر (عج) .

اینجانب مدتی مدیدی است که به علت پاره ای از مشکلات نتونستم در خدمت شما دوستان و دلدادگان اهل بیت باشم .

امشب شب اول محرم الحرام سال ۱۴۳۰ ه ق می باشد و بر خود لازم دانستم تا با اشعار زیبایی از استاد شهریار در خدمت همه دوستان باشم . امیدوارم که در این پر فیض و برکت بنده حقیر را از دعای خیر محروم ننمایید .

 شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 23:3 |
با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش به تمام دوستان

من چند وقتیه به علت پاره ای از مشکلات نتونستم مطلب جدیدی رو ارائه بدم و متاسفانه تا چند ماهی دیگر هم وقت چنین کاری رو هم ندارم ، به هر حال از کلیه دوستانی که به وبلاگ اینجانب سر زدن کمال تشکر و قدردانی را دارم و از همه عزیزان معذرت خواهی می کنم.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 18:56 |
ولادت
سال چهارم بعثت بود که خداوند اراده فرمود به پيامبر گرامي‏اش هديه‏اي بهشتي و تحفه‏اي گرانبها عطا فرمايد؛ دختري که نسل پاک رسول خدا از طريق او تکثير گردد. براي دريافت اين هديه الهي، مقدماتي لازم بود. لذا از جانب حضرت حق دستورات لازم براي آمادگي رسول خدا و خديجه داده شد و سپس فاطمه عليهاسلام در بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت، در سرزمين توحيد، مکه معظمه ، متولد شد و دنيا را به نور وجود خود منوّر ساخت.

او دختري بود به سيماي خاکيان، ولي برتر از ملائک، چرا که خلقتش از نور بود و بويش بوي بهشت.

فاطمه عليهاسلام نام‌هاي بسياري دارد که هر کدام داراي معاني و مفاهيم بلند و ملکوتي است.


فضايل
فاطمه عليهاسلام در خانه رسول خدا بزرگ شد و با مجاهدات و تلاش پيگيرش، تحت تربيت رسول مکرم، به مقامات بلند معنوي دست يافت؛ به‌طوري که در ستايش او چندين آيه قرآني نازل شد. رسول خدا به تربيت دختر عزيزش توجه خاصي داشت، در فرصت‌هاي مناسب او را به بي‌اعتنايي به دنيا و ادب و ايثار و حفظ حجاب و. . . ترغيب مي‏فرمود و با نصايح گوناگون و اميد بخشيدن به فضل پروردگارو توجه به ذکر و تسبيح الهي به تربيت وي همت مي‏گماشت. پيامبر اکرم بارها در سخنانش مقام و موقعيت والاي فاطمه را براي مسلمان‏ها بيان مي‏کرد و مي‏فرمود: « فاطمه سبب خلقت افلاک است و ملائکه الهي در خدمت او هستند. او را اذيت نکنيد که اذيت او اذيت من است . فاطمه‌ي من، اهل بهشت است و در قيامت با از شيعيانش شفاعت مي کند. »

فضايل و مناقب فاطمه عليهاسلام بيرون از حد شمارش است. او در هر زمينه از امور زندگي بر تمام زنان عالم پيش‏قدم بود و گوي سبقت را درايمان و عبادت و زهد و حجاب و. . . ،از همگان ربود و در شوهرداري و ايثار و انفاق و مروت و عدالت و. . . سر آمد همه گشت تا در رديف کامل ترين زنان عالم جاي گرفت و به « سيده النساء » ملقب گرديد و از دست مبارکش معجزات زيادي جاري و از سرچشمه علم اولين و آخرين سيراب گشت.


علاقه پيامبر نسبت به حضرت فاطمه
فاطمه عليهاسلام چنان جايگاه بلندي در قلب پيامبر اکرم پيدا کرد که محبت و شيفتگي رسول خدا نسبت به او زبانزد خاص و عام شد و تعبيرات بسيار بلند و لطيفي از زبان رسول خدا نسبت به آن گوهر تابناک تراوش نمود.
او با سختي‌ها و مشکلات فراوان بزرگ شد و هنوز يکي دو سال بيشتر از عمر شريفش نگذشته بود که با پدر بزرگوارش در شعب ابوطالب گرفتار تحريم اجتماعي بت‏پرستان شد و در حدود پنج سالگي که از آن محاصره نجات يافت، مادر مهربانش را از دست داد. در هشت سالگي مجبور به هجرت به مدينه شد ولي علي‌رغم همه آن نابساماني‏ها، وقتي به سن بلوغ رسيد به‏قدري در کسب معارف الهي پيش رفته بود که چشم بزرگان عرب به او دوخته شده بود و خواستگاران فراواني داشت که با پيشنهاد مهريه‌هاي سنگين ،افتخار همسري با او را خواستار بودند. اما رسول خدا در جواب آنها مي‏فرمود :« ازدواج دخترم فاطمه به امر خدا است.»


ازدواج
سرانجام حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه‌السلام، يگانه شخصيتي که صلاحيت همسري و هم‌شاني با فاطمه عليهاسلام را داشت، به خواستگاري او آمد. رسول خدا هم به اذن خداوند، و رضايت فاطمه با ازدواج آنها موافقت فرمود.

مهريه فاطمه تعيين شد و پس از عقد آسماني و شادباشي بهشتي، آن وصلت فرخنده به اطلاع عموم مسلمانان مدينه رسيد و رسول خدا صيغه عقد را جاري فرمود.


توصيه‌هاي پيامبر پس از ازدواج فاطمه
از اين قضيه حدود يک ماه گذشت تا مقدمات عروسي فراهم شد و پس از وليمه عروسي ، فاطمه با مهريه‏اي به ظاهر کم‌ارزش وجهيزيه‌اي ساده به خانه بخت رفت.

رسول خدا هم آداب خاصي را در شب زفاف براي آنها اجرا کرد وسفارش‌هاي لازم را به عمل آورد و از خانه‌ي آنها خارج شد.
فردا صبح به خانه آنها تشريف‏فرما شد و از آنان احوالپرسي کرد و برايشان دعا فرمود.
روز چهارم هم برنامه‌ي ويژه‏اي براي آنها ترتيب داد و کارها را تقسيم فرمود . و به اين ترتيب ازدواج شيرين شاد آنها با همکاري و تفاهم شروع شد. رسول خدا نيز همواره آنها را زير نظر داشت و هر دو را به رعايت يکديگر سفارش مي‌فرمود.


فرزندان
فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين دو همسري بودند که هيچگاه در زندگي خود به تجمل و دنياپرستي نينديشيدند و با کمال صفا يکديگر را در پيمودن راه خدا کمک کردند و کوچکترين اختلافي بين آنها صورت نگرفت. خداوند به آنها دو پسر به نام حسن و حسين و دو دختر به نام زينب و ام کلثوم عنايت فرمود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 14:42 |

بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون با تأسف و تأثر فراوان از ارتحال فقيه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آيت‌الله آقاي فاضل‌لنكراني رضوان‌الله‌تعالي‌عليه اطلاع يافتم.

اين ضايعه‌ئي سنگين براي حوزه‌ي علميه‌ و ملت شريف ايران است. حوزه‌ي علميه يكي از اسطوانه‌هاي علمي و تحقيقي و يكي از استادان برجسته‌ي خود، و ملت ايران يكي از مراجع تقليد انقلابي و بيدار و پرتحرك خود را از دست داد. ايشان در سالهاي طولانيِ دوران اختناق در شمار برجستگاني از حوزه‌ي علميه‌ي قم بودند كه در ميدانهاي گوناگون مبارزات حضور داشته و رنج تبعيد را به جان خريدند، و پس از پيروزي انقلاب از جمله‌ي روحانيون نامداري بودند كه نقشهاي مهمي در همه‌ي موارد حساس ايفاء نمودند. رحمت خدا بر ايشان باد. اينجانب اين مصيبت بزرگ را به حضرت بقيه‌الله ارواحنافداه و به مراجع عظام و علماي اعلام و فضلاء و طلاب حوزه‌ي مباركه و به عموم ملت ايران تسليت ميگويم. همچنين به خانواده‌ي مكرّم و آقازادگان ارجمند و ديگر بازماندگان و منسوبان ايشان عرض تسليت كرده، تسلّا و صبر آنان را از خداوند متعال مسألت مينمايم.

والسلام علي عباد الله الصالحين
سيّدعلي خامنه‌اي
26/خرداد/1386

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 23:56 |

 

یکی از اعراب دوران جاهلیّت وقتی مسلمان شد ماجرای زنده به گور ساختن دختر خود را برای پیغمبر اسلام (ص) چنین شرح داد:

موقعی به سفر رفتم که زنم حامله بود . وقتی که از سفر مراجعت نمودم ( طبق معمول مسافرتها در آن زمان چند سال طول می کشید) دیدم دخترکی در خانۀ من است . از زنم پرسیدم این دختر کیست؟ گفت این دختر از آن تو است . موقعی که به سفر رفتی من او را حامله بودم و اکنون به این سن رسیده است . حال که این دختر به این سن رسیده از کشتن او چشم بپوش و بگذار این دختر به عنوان یادگار برای خانواده و قبیله باقی بماند .

مرد عرب حکایت خود را برای پیغمبر اکرم (ص) چنین ادامه داد: در ظاهر چیزی نگفتم وصبر کردم تا دخترم به سن رشد رسید روزی به مادرش گفتم دختر را آرایش بنمای و موهای او را شانه کن که می خواهم او را به عروسی یکی از قبایل ببرم مادرش خوشحال شد و موهای دختر را شانه کرد و بر او لباس نو و فاخر پوشانید و به دستم سپرد . دختر فوق العاده خوشحال به نظر می رسید و فکر می کرد واقعا" او را به عروسی خواهم برد .

دست او را گرفتم و از خانه و حوالی دور شدیم تا این که به وسط بیابان رسیدیم به دخترم گفتم صبر کن و بنشین تا بروم برای خودم آبی تهیّه نمایم دخترم نشست و من از او دور شدم قصدم این بود که در نقطه ای که از چشم او دور باشد ، قبری برای او حَفر کنم .

گودالی کندم و قبری آماده کردم و به نزد دخترم بازگشتم و به او گفتم چشمۀ آبی یافتم ، خوب است برای رفع عطش به سوی چشمه رفته و سیراب شویم . سپس به عروسی برویم او باور کرد و با من به راه افتاد .

وقتی چشمش به گودال افتاد از من پرسید این گودال چیست ؟ گفتم : برای تو مهیّا کرده ام . گفت : پدر مگر ما به عروسی نخواهیم رفت ؟ گفتم چرا ، محلّ عروسی در همین جاست دخترم گفت : پدر مگر دربارۀ من چه خیالی داری ؟ گفتم مطابق آداب و رسوم باید زنده به گور شوی تا بدینوسیله ننگ و رسوایی از خاندان و قبیله ما بر طرف گردد .

وقتی دخترک این وضع را دید به گریه افتاد و ضجّه و تضرّع نمود و گفت : پدر آیا ممکن است از این کار صرف نظر کنی و مرا زنده بگور نکنی ؟ به تو قول می دهم با تو به خانه بر نگردم و سر به بیابانها بگذارم و خود را از انظار مخفی و پنهان سازم ، و تو به قبیله ات چنین وا نمود کن که دخترت را کشته و زنده به گور نموده ای . آنچه دخترم خواهش کرد به دل سنگ من تاثیر ننمود .

در این حال پیغمبر (ص) متاثر گردید و اشک از چشمانش سرازیر شد و فرمود : سرانجام چه کردی ؟ گفت : وقتی دیدم دخترم زیاد اصرار و ضجّه و زاری می کند ، بر او بانگ زدم و با یک ضربه به سرش او را بی هوش ساختم و در میان قبر گذاشتم و شروع به ریختن خاک بر سرش نمودم ، مقدار زیادی خاک ریختم ، چیزی نمانده بود که خاک از سر او بگذرد که دخترم به هوش آمد و خود را در میان خاک غوطه ور دید ، به طوری که نمی تونست خود را از انبوه خاکی که بر سرش ریخته بودم ، نجات دهد به ناچار با صدای ضعیفی که با ناله توأَم بود صدا می زد و باز التماس می کرد و می گفت : پدر تو را به جان مادرم قسم می دهم از کشتن من صرف نظر کن ولی باز مشغول ریختن خاک شدم و به ناله او اعتنا ننمودم.

وقتی مأیوس گردید ، با صدای ضعیفی مرا مخاطب ساخته گفت : حال که می خواهی مرا بکشی اگر به خانه رسیدی سلام مرا به مادرم برسان و به او مگو که مرا زنده به گور کردی .

بگو در عروسی نزد قبیله ات گذاشتی  و به آنها سپردی زیرا اگر مادرم بفهمد از غصّه دق میکند . وقتی ماجرای حکایت آن مرد عرب به اینجا رسید ، گریه پیغمبر(ص) شدّت یافت ، طوری که از شدّت تاثر و گریه شانه های آن حضرت تکان می خورد .

این بود حکایت یک عرب که احساس فرزند دوستی و علاقه به اولاد که حتّی در حیوانات هم وجود دارد در او از بین رفته بود .

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 11:42 |